السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

288

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

مىگويند تا شمار مسلمانان به چهل نفر نرسيد ، از آنجا بيرون نرفت . « 1 » البته اين رقم را كمتر و بيشتر هم گفته‌اند . در اين هنگام ، پيامبر ( ص ) از خانهء ارقم بيرون آمد تا دعوت خود را علنى و مرحلهء جديدى را كه سخت‌ترين ، خطرناك‌ترين ، شديدترين و پرمصيبت‌ترين مراحل دعوت بود ، شروع كند . از سوى ديگر احتمال مىرود پيامبر اكرم ( ص ) چند بار وارد اين خانه شده باشد ، امّا دست سياست‌گران ، اين واقعه را دگرگون جلوه داد تا خانه ارقم در مقابل شعب ابى طالب قرار گيرد . چنان كه برخى ادعا كرده‌اند ، خانهء ارقم ، دار الاسلام ناميده شد . « 2 » از نظر ما خانهء ارقم نه اين اهميت را داشت و نه آن نقش مهم را . از اين رو مىبينيم كه ابن اسحاق هيچ اشاره‌اى به اين خانه ندارد . چنان كه بلاذرى هم به صورت گذرا از آن ياد مىكند . كسى كه به اين خانه اهميت داد و براى آن نقش تاريخى بارزى قائل شد ، در درجه نخست ، واقدى بود . سپس سياست‌بازان به آن عظمت بخشيدند و آن قدر بزرگ جلوه دادند كه دار الاسلام ناميده شد . هدف آنان از ياد بردن شعب ابى طالب و لااقل كاستن از اهميت و نقش آن در تاريخ اسلام بود . د . واكنش قريش مشركان قريش از ابتداى كار ، از نبوّت پيامبر ( ص ) خبردار شدند امّا چندان اهميتى به آن ندادند . شايد فكر مىكردند كه اين قضيه اهميت زيادى ندارد ، مگر از منظر بينش‌هاى قبيله‌اى . با اين حال همواره اخبار اين حادثه را دريافت و پىگيرى مىكردند و مىگفتند : جوان عبد المطلب از آسمان سخن مىگويد .

--> ( 1 ) . الاصابه ، 1 / 28 ؛ سيره حلبى ، 1 / 285 . ( 2 ) . التراتيب الاداريه ، 1 / 408 .